«کلاغ» مهدویان؛ روایتی پراکنده از تقابل وظیفه و عشق در فضای امنیتی

خبرسیاسی سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، با وجود استفاده از کهن‌الگوی جذاب تقابل وظیفه و عشق، به دلیل فیلمنامه‌ای پراکنده و شخصیت‌پردازی ضعیف، نتوانسته به درامی تأثیرگذار تبدیل شود.

🔮

سرکتاب و فال حرفه‌ای ابجد

با وارد کردن نام خود، مادر و تاریخ تولدتان، فال و سرکتاب اختصاصی خودتان را رایگان ببینید.

سرکتاب و فال حرفه‌ای ابجد

در حال محاسبه ابجد و گشودن سرکتاب...

🔑 کلید سه تک‌نیت

پس از خواندن فال، سه نیت خود را یکی‌یکی در کادرهای زیر بنویسید و پاسخ هر نیت را دریافت کنید.

👁 ۰ بازدید
از تازه‌ترین مطالب باخبر شو!
برای دریافت اعلان مطالب جدید، مشترک نوتیفیکیشن شو.

سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، دومین تجربه او در نمایش خانگی، تلاشی برای خلق اثری متفاوت درباره یک مامور ساواک است که میان وظیفه و احساس سرگردان می‌شود. بهمن عبداللهی، روزنامه‌نگار و منتقد، در یادداشتی به بررسی این اثر پرداخته و آن را اثری «قابل نقد» توصیف کرده است؛ به این معنا که نه لزوماً ارزشمند، بلکه واجد ویژگی‌هایی است که بحث و بررسی را برمی‌انگیزد.

جهان داستانی «کلاغ» چندان تازه و بکر نیست. مهدویان در این سریال از کهن‌الگوی «وظیفه در برابر عشق» پیروی می‌کند؛ الگویی که در آن قهرمان به دو ارزش متضاد متعهد است و هر انتخابی، خیانت به دیگری محسوب می‌شود. این الگو در فیلم‌های ماندگاری چون «زندگی دیگران» به بحرانی اخلاقی تبدیل شده است. با این حال، در «کلاغ» شاهد کهن‌الگوهای دیگری نیز هستیم: «عشق ممنوعه» که از «رومئو و ژولیت» تا «کوهستان سرد» تکرار شده و «زندگی دوگانه» که مشخصه اصلی آثار جاسوسی است و داستان حول این پرسش می‌چرخد که «واقعاً این شخصیت کیست؟». در سینمای ایران، آثاری مانند «به رنگ ارغوان»، «سیانور»، «ماجرای نیمروز»، «روباه» و سریال‌هایی چون «گاندو» و «تاسیان» از نظر فضا و شخصیت‌پردازی به «کلاغ» نزدیک‌اند، اما ایده «مامور مستاصل میان وظیفه و احساس» کمتر در آن‌ها پرداخته شده و این می‌تواند برگ برنده مهدویان باشد.

داستان سریال درباره «جلال»، کارمند متأهل اداره ضدخرابکاری ساواک است که در جریان یک مأموریت با دختری به نام «سایه» آشنا می‌شود؛ دختری که عضو یک گروه سیاسی چپ است. با وجود خطرهای فراوان، جلال به سایه دل می‌بندد و رابطه‌شان ادامه می‌یابد. هم‌زمان، او مأمور شناسایی و پیگیری اعضای همان گروه است و به این ترتیب میان زندگی شخصی و مأموریتش گرفتار می‌آید. این رابطه، زندگی خانوادگی جلال را متشنج و همکارانش را نسبت به او بدبین می‌کند. در ادامه، اعضای گروه سیاسی تحت تعقیب قرار می‌گیرند، برخی بازداشت یا کشته می‌شوند و سایه نیز ناپدید می‌شود. حالا جلال برای یافتن عشقش دست به هر کاری می‌زند و هر خطری را به جان می‌خرد.

مهدویان برای روایت این داستان، ظاهراً ژانر نئونوآر را برگزیده است، اما فرم و ساختار اثر بیشتر به پراکندگی گرایش دارد تا استحکام. او به ژانرهای دیگری مانند تریلر امنیتی، ملودرام عاشقانه و درام روانشناختی نیز ناخنک می‌زند. در «کلاغ»، نئونوآر بیشتر در لحن، فضاسازی و شخصیت‌پردازی دیده می‌شود تا در ساختار کامل داستان. روایت سریال به تریلرهای جاسوسی اروپایی نزدیک است و اتمسفر و نورپردازی آن حال‌وهوای نئونوآر دارد. کارگردان تلاش کرده با ترکیب روایت خطی و غیرخطی و استفاده از نریشن، فضایی مرموز و پر از ابهام خلق کند، اما نتیجه اثری مشوش، پراکنده و فاقد تعلیق است که از تکرار موقعیت‌ها و طولانی شدن سکانس‌ها رنج می‌برد.

تخفیف ویژه تبلیغ

با این دوربین آنچه می خواهی را ببین

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل

بابا شوبی فروشگاه آنلاین همیشه تخفیف پرداخت در محل

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل
۱/۳۹۸ هزار تومان تبلیغ

ریش تراش HAIR CLIPPER مدل GYT-999 ویژه✂️ ریش‌تراش/ماشین اصلاح HAIR CLIPPER مدل GYT-999

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل

مشکل اصلی سریال اما در فیلمنامه نهفته است. ایده مرکزی «کلاغ» به خودی خود مسئله‌دار نیست؛ سینما بارها به رابطه مأمور و سوژه پرداخته است. تفاوت آثار ماندگار در چشم‌اندازی است که از دل این موقعیت بیرون می‌آورند. «زندگی دیگران» این موقعیت را به بحرانی اخلاقی تبدیل می‌کند، «سرگیجه» به وسواس و بحران هویت می‌رساند و «گزارش اقلیت» پرسش اختیار و جبر را پیش می‌کشد. اما «کلاغ» تا نیمه سریال هنوز معلوم نمی‌کند می‌خواهد این موقعیت را به کدام افق دراماتیک برساند. تعلیق در این سریال بیشتر از پنهان ماندن اطلاعات تغذیه می‌کند تا کشمکش شخصیت‌ها، و این شیوه پس از چند قسمت کارایی خود را از دست می‌دهد.

شخصیت‌پردازی نیز از مشکلات عمده «کلاغ» است. به جز شخصیت محوری، بسیاری از شخصیت‌های مکمل یا کارکرد دراماتیک ندارند یا به کاریکاتور نزدیک‌اند. پدر زن جلال می‌توانست نماینده نسلی باشد که امنیت را بر اخلاق مقدم می‌داند، اما گاه به نشانه‌ای از یک تفکر تقلیل می‌یابد. همسر جلال نیز ظرفیت زیادی برای پرداخت دارد؛ زنی که سال‌ها با مردی پنهان‌کار زندگی کرده و می‌تواند هزینه انسانی کار امنیتی را نشان دهد، اما صرفاً به همسری مشکوک و آسیب‌دیده تبدیل شده است. همکاران جلال نیز کلیشه‌ای و بدون عمق‌اند و فرزندان او کارکردی تزئینی دارند. دوست سایه نیز که می‌توانست لایه‌های جدیدی از زندگی او را معرفی کند، در سطح یک رقیب باقی می‌ماند.

نریشن در «کلاغ» نیز بیشتر به کمک کارگردان آمده تا هر جا تصویر نتوانسته تماشاگر را همراه کند، توضیح دهد. در حالی که نریشن در بهترین حالت باید لایه جدیدی بسازد، در این سریال گاهی صرفاً اطلاعاتی درباره احساسات و موقعیت جلال می‌دهد. اگر نریشن حذف شود، آیا چیزی اساسی از شخصیت جلال از دست می‌رود؟

در نهایت، ضعف اصلی «کلاغ» نه در انتخاب ژانر، بلکه در ناتوانی در یافتن ایده‌ای تازه برای بازتعریف آن است. سریال از مصالح جذابی چون عشق ممنوعه، فضای امنیتی و بحران هویت استفاده می‌کند، اما از سطح موقعیت اولیه فراتر نمی‌رود و به درامی ضروری و شخصی تبدیل نمی‌شود. «کلاغ» بیش از آنکه مخاطب را درگیر تصمیم‌های دشوار شخصیت‌ها کند، او را منتظر افشای اطلاعات نگه می‌دارد و همین جابه‌جایی مرکز ثقل روایت، ظرفیت دراماتیک ایده اولیه را بالفعل نمی‌کند.

منبع خبر: فیلمزی

۷۹۸هزار تومان تبلیغ

قوزبند طبی ضربدری *سایز 1 مناسب برای : 50 تا 64 کیلو گرم *سایز 2 مناسب برای : 65 تا 79 کیلوگرم *سایز 3 مناسب برای : 80 تا 100 کیلوگرم

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل
۱/۳۹۸هزار تومان تبلیغ

شامپو رنگ مو مشکی بابل موس اصلی 500میل-مشکی با یک شستشو، سفیدی‌ها رو فراموش کن! شامپو رنگ مشکی بابل موس؛ نتیجه طبیعی و ماندگار

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل
۲/۲۹۰ تبلیغ

جت فن شارژی دمنده و مکنده ویولنت مدل X9 ویژه

ثبت سفارش و پرداخت درب منزل
اربعین خبر بعدی حرکت جالب پلیس عراق در مواجهه با زائر زن ایرانی +فیلم ادامه مطلب ‹