آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، بیش از آنکه شبیه یک جنگ کلاسیک باشد، به یک بازی بزرگ پوکر شباهت دارد؛ بازیای که در آن پیروزی الزاماً متعلق به کسی نیست که قویترین کارتها را در دست دارد، بلکه از آنِ کسی است که بتواند حریف را درباره قدرت واقعی خود دچار خطای محاسباتی کند.
در ۴۸ ساعت گذشته، دونالد ترامپ با اعلام پایان تفاهمنامه ایران و آمریکا، بار دیگر میز بازی را برهم زد. همزمان، درگیریهای متقابل، افزایش آمادگیهای نظامی و هشدارها درباره امنیت خلیج فارس، نشان میدهد که هر دو طرف در حال افزایش تدریجی «شرط بازی» هستند.
ترامپ تلاش میکند این پیام را منتقل کند که آماده رفتن تا آخر مسیر است؛ حتی اگر به رویارویی نظامی منجر شود. این همان «افزایش شرط» در بازی پوکر است؛ اقدامی که هدف اصلی آن، وادار کردن حریف به عقبنشینی پیش از آشکار شدن کارتهای واقعی است.
در مقابل، ایران نیز کارتهای خود را روی میز نگذاشته است. نه از همه ظرفیتهای نظامی خود سخن میگوید و نه خطوط قرمز نهایی خود را به طور کامل آشکار کرده است. همین ابهام، بخشی از قدرت بازدارندگی ایران را تشکیل میدهد. در پوکر، گاهی ارزش کارتهای پنهان، بیش از کارتهای آشکار است.
اما مهمترین شباهت بحران کنونی با بازی پوکر در جای دیگری است. در پوکر، بازنده واقعی کسی نیست که کارت ضعیفتری دارد؛ بازنده کسی است که دچار خطای محاسباتی میشود؛ یعنی بلوف حریف را باور میکند یا قدرت واقعی او را دستکم میگیرد.
خطر امروز نیز دقیقاً همین است. اگر واشنگتن تصور کند ایران در نهایت از همه خطوط قرمز خود عقب خواهد نشست، ممکن است به سمت اقداماتی برود که هزینههای غیرقابل پیشبینی برای ایران ایجاد کند. از سوی دیگر، اگر تهران نیز اراده آمریکا برای تشدید بحران را صرفاً یک بلوف بداند، احتمال ورود به چرخهای از واکنشهای متقابل افزایش خواهد یافت.
با این حال، برخلاف تصور عمومی، هدف اصلی هر دو طرف احتمالاً جنگ نیست. در پوکر، بازیکنان حرفهای تلاش میکنند بدون آنکه ناچار شوند همه کارتهای خود را آشکار کنند، حریف را وادار به تسلیم کنند. جنگ، لحظهای است که همه کارتها روی میز قرار میگیرد و دیگر جایی برای بلوف باقی نمیماند.
اما در چنین صحنهای، سؤال اصلی این است که ایران چگونه باید بازی کند؟
نخستین اصل، حفظ بازدارندگی بدون شتاب در استفاده از آن است. در پوکر، بازیکن حرفهای همه ژتونهای خود را در یک دست به میدان نمیآورد. ارزش قدرت، بیش از آنکه در استفاده از آن باشد، در توانایی استفاده از آن در صورت ضرورت است. ایران باید این پیام را منتقل کند که توان پاسخگویی دارد، اما آغازگر تشدید بحران نخواهد بود.
اصل دوم، تمرکز بر اقتصاد داخلی است. اگر این بازی طولانی شود، آن طرفی برنده خواهد بود که اقتصاد مقاومتر، بازار باثباتتر و جامعه آرامتری داشته باشد. در یک نبرد فرسایشی، تورم، کاهش ارزش پول ملی و فشار بر معیشت مردم میتواند بیش از هر حمله نظامی، قدرت ملی را تضعیف کند. بنابراین مهمترین میدان نبرد، پیش از خلیج فارس، اقتصاد ایران است.
اصل سوم، حفظ ابتکار سیاسی و دیپلماتیک است. کشوری که در کنار نمایش قدرت، همچنان از گفتوگو استقبال میکند، معمولاً از حمایت و مشروعیت بیشتری در افکار عمومی جهانی برخوردار میشود. در مقابل، اگر ایران به گونهای عمل کند که آغازگر بحران تلقی شود، ممکن است فرصتهای دیپلماتیک خود را محدود کند.
در نهایت، مهمترین سرمایه ایران در این بازی، جلوگیری از خطای محاسباتی است. نه باید بلوف آمریکا را قطعی و شکستناپذیر تصور کرد و نه باید اراده واشنگتن برای افزایش فشار را کاملاً نمایشی دانست. سیاست موفق، سیاستی است که میان قدرت، خویشتنداری و محاسبه دقیق تعادل برقرار کند.
تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان داده است که هر زمان یکی از دو طرف، بلوف را با واقعیت اشتباه گرفته، منطقه یک گام به جنگ نزدیکتر شده است.
در پوکر، خطرناکترین لحظه زمانی نیست که کارتها ضعیفاند؛ خطرناکترین لحظه زمانی است که هر دو بازیکن مطمئن باشند دست برنده را در اختیار دارند. امروز خاورمیانه در چنین نقطهای ایستاده است و شاید هنر سیاست، نه در شلیک نخست، بلکه در جلوگیری از آخرین اشتباه محاسباتی باشد.
قوزبند طبی ضربدری *سایز 1 مناسب برای : 50 تا 64 کیلو گرم *سایز 2 مناسب برای : 65 تا 79 کیلوگرم *سایز 3 مناسب برای : 80 تا 100 کیلوگرم
ثبت سفارش و پرداخت درب منزلشامپو رنگ مو مشکی بابل موس اصلی 500میل-مشکی با یک شستشو، سفیدیها رو فراموش کن! شامپو رنگ مشکی بابل موس؛ نتیجه طبیعی و ماندگار
ثبت سفارش و پرداخت درب منزل
جنگ یک واقعیت است وان را نه بازی شطرنج ونه به بازی پوکر شباهتی نیست. جنگ فقط قمار بر روی جان انسان های بی گناه . ازبین بردن زیر ساخت های کشور. تضعیف کشورهای مسلمان منطقه. ونهایتا آخر وپایان کار یکی برنده وان یکی بازنده وچیدن میز مذاکره. اما شما یک واقعیت را درنظر بگیرید وان اقتصاد فلج وبی رمق کشور عزیزمان هست که درصورت ادامه جنگ وفرسایش آن چه بحران ناگواری منتظر ملت است. ومطلب بعدی که خیلی مهمتر از بقیه نظریات است ذهنیت و آمادگی فیزیکی نیروهای نظامی و داشتن اددوات وماشین آلات جنگی وبازهم مهمترین بخش همراهی و همکاری همه اقشار جامعه برای ادامه جنگ مانند دفاع هشت ساله آیا همه این ها که نوشته شده همه آماده وفراهم هست تا به ادامه جنگ امیدوار بود.