در کشوری که سالانه نزدیک به ۲۰ هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست میدهند، دیگر نمیتوان تصادفات را صرفاً به «خطای انسانی» یا بیاحتیاطی رانندگان نسبت داد. طبق اعلام سازمان پزشکی قانونی، در سال ۱۴۰۴، ۱۹ هزار و ۵۴۰ نفر در حوادث رانندگی جان باختهاند؛ عددی که بهتنهایی باید برای تبدیل ایمنی خودرو و جاده به یک مسئله ملی کافی باشد.
اما بخش تلختر ماجرا آنجاست که خودرو، در بسیاری از این حوادث، فقط یک وسیله حملونقل نیست؛ خودش میتواند به عاملی برای تشدید مرگ تبدیل شود. جانشین رئیس پلیس راهور در سالهای گذشته سهم خودروهای ایرانی، بهویژه خودروهایی مانند پراید و پژو، را در تصادفات بسیار بالا اعلام کرده و حتی در مقطعی سهم خودرو را در کنار خطای انسانی و راه، یکی از عوامل اصلی تصادفات دانسته است.
این یعنی وقتی راننده اشتباه میکند، قرار نیست خودرو هم او را مجازات کند.
خودرو باید آخرین سنگر جان انسان باشد، نه اینکه خودش بخشی از خطر باشد.
خودروی گران، اما نه ایمن
مسئله فقط کیفیت نیست؛ مسئله تناقض بزرگ قیمت و کیفیت است.
مردم ایران برای خرید خودروهایی هزینههایی میپردازند که در بسیاری از بازارهای جهان با همین قیمت یا حتی کمتر، میتوان خودروهایی بسیار مدرنتر، کممصرفتر و مجهزتر خریداری کرد. اما مصرفکننده ایرانی سالهاست میان خودروهای قدیمی، قیمتهای نجومی، بازار انحصاری و گزینههای محدود گرفتار شده است.
در چنین شرایطی، خودرو تبدیل به کالایی شده که هرچه گرانتر میشود، لزوماً بهتر نمیشود.
سالهاست پلتفرمهای قدیمی با تغییرات ظاهری، نامهای جدید میگیرند و دوباره به بازار عرضه میشوند. حتی جانشین پلیس راهور نیز پیشتر درباره توقف تولید برخی مدلها و ادامه استفاده از همان بنسازهها در خودروهای جدید هشدار داده بود.
سؤال ساده است:
اگر فناوری، ایمنی و کیفیت خودرو تغییر نکرده، چرا قیمت آن باید هر سال تغییر کند؟
مصرف سوخت؛ جیب مردم، قربانی دیگر
داستان فقط تصادف و ایمنی نیست.
خودروهای پرمصرف، در شرایطی که کشور با مسئله ناترازی انرژی و فشار بر منابع سوخت مواجه است، هزینهای سنگین به اقتصاد تحمیل میکنند.
خودرویی که مصرف سوخت بالایی دارد، فقط بنزین بیشتری نمیسوزاند؛ بلکه منابع ارزی، بودجه عمومی و سرمایه ملی بیشتری را هم میبلعد.
وقتی یک خودرو با فناوری قدیمی تولید میشود، موتور آن راندمان پایینتری دارد، وزن و طراحی آن به استانداردهای روز نزدیک نیست و مصرف سوخت آن بالاست، هزینه واقعی آن فقط همان عدد روی برچسب قیمت نیست.
جامعه برای هر کیلومتر حرکت این خودروها هزینه میدهد.
یکبار هنگام خرید، یکبار هنگام سوختگیری، یکبار در تعمیرگاه و در بدترین حالت، یکبار با جان انسانها.
انحصار؛ ریشه بسیاری از مشکلات
بازار رقابتی، خودروساز را مجبور میکند بهتر شود.
اگر محصولی ایمن نباشد، مشتری آن را نمیخرد. اگر پرمصرف باشد، مشتری سراغ محصول کممصرف میرود. اگر خدمات پس از فروش ضعیف باشد، شرکت رقیب بازار را تصاحب میکند.
اما وقتی بازار از رقابت واقعی فاصله میگیرد، انگیزه برای ارتقای کیفیت هم کاهش پیدا میکند.
در چنین بازاری، مصرفکننده نه انتخاب واقعی دارد و نه قدرت چانهزنی.
او مجبور است میان چند گزینه محدود انتخاب کند؛ حتی اگر هیچکدام را واقعاً نخواهد.
اینجاست که واژه «مافیا» برای افکار عمومی شکل میگیرد؛ نه صرفاً به معنای وجود یک شبکه اثباتشده و واحد، بلکه به معنای ساختاری از منافع، انحصار، حمایت، تعرفه، محدودیت واردات و ضعف رقابت که نتیجه نهایی آن برای مصرفکننده، قیمت بالا و کیفیت پایین است.
مسئله فقط پراید نیست
اشتباه است اگر همه مشکلات صنعت خودرو را به یک یا دو مدل قدیمی محدود کنیم.
مسئله، مدل حکمرانی صنعت خودرو است.
وقتی خودروساز مطمئن باشد محصولش، حتی با کیفیت متوسط یا پایین، به دلیل محدودیت واردات و نبود رقابت واقعی فروش خواهد رفت، فشار بازار برای اصلاح ساختار از بین میرود.
وقتی مردم ناچار باشند برای خرید یک خودروی اقتصادی، سالها پسانداز کنند و در نهایت نیز با محصولی مواجه شوند که از نظر ایمنی، فناوری، مصرف سوخت و کیفیت ساخت فاصله قابل توجهی با استانداردهای روز دارد، دیگر مسئله صرفاً «خودرو» نیست.
این مسئله به حقوق شهروندی تبدیل میشود.
حق مردم است که با پول خودروی ایمن بخرند.
حق مردم است که خودروی کممصرف بخواهند.
حق مردم است که بتوانند میان چند برند و چند فناوری رقابتپذیر انتخاب کنند.
و مهمتر از همه، حق مردم است که اگر در یک تصادف گرفتار شدند، خودرو به جای تشدید فاجعه، از جان آنها محافظت کند.
جنگ واقعی، جنگ با ساختار ناکارآمد است
عنوان این یادداشت شاید اغراقآمیز به نظر برسد: «خطر جنگ با آمریکا کمتر از خطر جنگ با مافیای خودرو است.»
طبیعی است که جنگ نظامی با آمریکا، در صورت وقوع، میتواند هزینههای بسیار سنگینی برای کشور داشته باشد. اما تفاوت در اینجاست که جنگ نظامی یک بحران آشکار است؛ صدای انفجار دارد، دشمن مشخص دارد و جامعه میداند با چه خطری مواجه است.
اما بحران خودرو هر روز، بیسروصدا و عادیشده قربانی میگیرد.
هر روز خانوادهای برای سفر از خانه خارج میشود و بعضیها دیگر برنمیگردند.
هر روز خانوادهای برای خرید خودرو میلیاردها تومان هزینه میکند و تصور میکند در حال خرید وسیلهای برای امنیت و رفاه است؛ در حالی که اگر خودرو از استانداردهای لازم برخوردار نباشد، همان وسیله میتواند در لحظه حادثه به یک تله مرگ تبدیل شود.
پلیس راهور نیز بارها درباره نقش خودروهای ناایمن در شدت تلفات هشدار داده است؛ حتی در یک موضعگیری رسمی، سهم خودروهای ناایمن در تلفات تصادفات ۲۴ درصد اعلام شده بود.
بنابراین نمیتوان با سادهسازی گفت تمام این ۱۹ هزار و ۵۴۰ مرگ، محصول خودروهای داخلی است؛ عوامل انسانی، جاده، سرعت، شرایط جوی، موتورسیکلتها و عوامل متعدد دیگری هم در تصادفات نقش دارند. اما همین آمارها نشان میدهد کیفیت و ایمنی خودرو موضوعی نیست که بتوان آن را به حاشیه راند.
وقت تغییر رسیده است
راهحل، شعار علیه خودروساز نیست.
راهحل، رقابت واقعی، شفافیت، استانداردهای سختگیرانه، واردات هدفمند، حذف انحصار، پاسخگویی مدیران، ارتقای فناوری و قرار دادن جان مردم بالاتر از سود و تیراژ تولید است.
خودروسازی که محصول ناایمن تولید میکند باید پاسخگو باشد.
مدیری که سالها وعده ارتقای کیفیت میدهد اما نتیجه ملموسی حاصل نمیشود باید پاسخگو باشد.
نهاد ناظری که استاندارد را امضا میکند نیز باید پاسخگو باشد.
و سیاستگذاری که با ایجاد دیوارهای بلند در برابر رقابت، مصرفکننده را به خرید محصول محدود میکند، نمیتواند خود را از نتیجه این وضعیت کنار بکشد.
در نهایت، مسئله این نیست که مردم «خودروی خارجی» میخواهند یا «خودروی داخلی».
مردم خودروی خوب میخواهند.
خودرویی که وقتی پشت فرمانش مینشینند، نگران نباشند که یک تصادف معمولی میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر تبدیل شود.
اگر قرار است از «تولید ملی» دفاع کنیم، اولین شرط آن این است که جان ایرانی را هم جزئی از سرمایه ملی بدانیم.
چون هیچ صنعتی آنقدر مقدس نیست که بتوان کیفیت پایین آن را با جان مردم پرداخت کرد.
و هیچ مافیایی ــ اگر منظور از مافیا همان شبکه انحصار و منافع ضد رقابتی باشد ــ نباید آنقدر قدرتمند باشد که اصلاح یک صنعت را از نجات جان هزاران انسان مهمتر کند.
جنگ واقعی شاید در جبهه دیگری باشد؛ جبههای که هر روز در خیابانها و جادههای کشور قربانی میگیرد: جنگ با انحصار، ناکارآمدی و خودروی ناایمن.
قوزبند طبی ضربدری *سایز 1 مناسب برای : 50 تا 64 کیلو گرم *سایز 2 مناسب برای : 65 تا 79 کیلوگرم *سایز 3 مناسب برای : 80 تا 100 کیلوگرم
ثبت سفارش و پرداخت درب منزلشامپو رنگ مو مشکی بابل موس اصلی 500میل-مشکی با یک شستشو، سفیدیها رو فراموش کن! شامپو رنگ مشکی بابل موس؛ نتیجه طبیعی و ماندگار
ثبت سفارش و پرداخت درب منزل