کد خبر : 747
تاریخ انتشار : دوشنبه 25 خرداد 1405 - 12:54

دکتر محمدباقر عباسی؛

از میدان جنگ تا تنگه هرمز؛ خاورمیانه چگونه تغییر کرد؟

از میدان جنگ تا تنگه هرمز؛ خاورمیانه چگونه تغییر کرد؟

مهم‌ترین تغییر ژئوپلیتیکی خاورمیانه پس از این جنگ، انتقال مرکز ثقل امنیت منطقه از «میدان نبرد زمینی» به «گره‌های راهبردیِ دریایی» است؛ و در این میان، تنگه هرمز بار دیگر از یک مسیر عبوری صرف، به مهم‌ترین اهرم تنظیم‌کننده امنیت، اقتصاد و بازدارندگی در نظم جدید منطقه ارتقا یافته است. در واقع، پس از این

مهم‌ترین تغییر ژئوپلیتیکی خاورمیانه پس از این جنگ، انتقال مرکز ثقل امنیت منطقه از «میدان نبرد زمینی» به «گره‌های راهبردیِ دریایی» است؛ و در این میان، تنگه هرمز بار دیگر از یک مسیر عبوری صرف، به مهم‌ترین اهرم تنظیم‌کننده امنیت، اقتصاد و بازدارندگی در نظم جدید منطقه ارتقا یافته است.

در واقع، پس از این جنگ، منطقه غرب آسیا بیش از هر زمان دیگر متوجه شده است که امنیت پایدار نه در اشغال سرزمین، بلکه در مدیریت شریان‌های حیاتی انرژی و تجارت جهانی تعریف می‌شود. تنگه هرمز اکنون نه فقط یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه ابزار ژئوپلیتیکیِ تولید قدرت است؛ ابزاری که هر بازیگر منطقه‌ای ناگزیر است آن را در معادلات خود لحاظ کند.

ایران در این میان، با اتکا به موقعیت ممتاز جغرافیایی، توانمندی‌های دفاعی، و ظرفیت اثرگذاری بر امنیت کشتیرانی، و حتی محل عبور کابل‌های زیرساخت ارتباطات توانسته است نشان دهد که کنترل نسبی بر منطق عبور و مرور در هرمز، در حکم کنترل بخشی از نظم منطقه‌ای جدید  تلقی می شود. از این رو، مهم‌ترین تغییر ژئوپلیتیکی آن است که منطقه از منطق «حمله و واکنش» به منطق «بازدارندگی و مدیریت گذرگاه» حرکت کرده است؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که قدرت‌های خاورمیانه‌ای را وادار می‌کند از این پس، امنیت را نه در تقابل مستقیم، بلکه در تنظیم رفتار بازیگران پیرامون هرمز جست‌وجو کنند.

ایران، قابلیت پایداری ندارد.

از این رو، بازدارندگی از سطح تهدید به سطح معماریِ نظم ارتقا یافته است. بازدارندگی در خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه و پیچیده‌تر شده است. اگر در گذشته بازدارندگی عمدتاً بر مبنای تهدید به پاسخ نظامی تعریف می‌شد، امروز به سطحی فراتر رفته و بازدارندگی به یک سازوکار معماریِ نظم منطقه‌ای تبدیل شده است.

در این مرحله، صرفِ توان تهاجمی تعیین‌کننده نیست؛ بلکه توان حفظ توازن، مدیریت بحران و تحمیل هزینه بدون ورود به جنگ تمام‌عیار اهمیت می‌یابد. ایران نشان داده است که بازدارندگی می‌تواند ترکیبی از قدرت نظامی، عمق راهبردی، توان موشکی، شبکه‌های منطقه‌ای و کنترل بر نقاط حساس ژئوپلیتیکی باشد.

در نتیجه، بازدارندگی در خاورمیانه دیگر یک مفهوم ایستا نیست؛ بلکه یک سیستم زنده و چندلایه است که بازیگران را وادار می‌کند دائماً در محاسبات خود تجدیدنظر کنند. مهم‌تر آنکه، این بازدارندگی امروز نه فقط برای دفاع از مرزها، بلکه برای شکل‌دهی به رفتار دشمن، متحد، و حتی بازیگر بی‌طرف به کار می‌رود.

خاورمیانه وارد عصر جدیدی از بازدارندگی شده است؛ عصری که در آن، قدرتِ واقعی، قدرتِ جلوگیری از جنگ است، نه صرفاً قدرتِ آغاز آن.

 

از فرماندهی به تنظیم‌گری؛ از هژمونی به موازنه‌سازی

نقش بازیگران فرامنطقه‌ای در خاورمیانه، در پی این جنگ، به‌تدریج از مداخله‌گرِ تعیین‌کننده به تنظیم‌گرِ محتاط تغییر خواهد کرد. ایالات‌متحده آمریکا، چین و روسیه هر یک ناچارند بر اساس واقعیت‌های نوین منطقه بازتعریف شوند.

آمریکا دیگر نمی‌تواند با همان سهولت گذشته، نظم امنیتی منطقه را به‌ طور یک جانبه هدایت و کنترل کند. هزینه‌های حضور مستقیم، فرسایش اعتبار بازدارندگی، و پیچیدگی روابط با متحدان منطقه‌ای باعث می‌شود واشنگتن بیشتر به سمت مدیریت از دور، ائتلاف‌سازی محدود و کنترل بحران حرکت کند.

چین در این فضا بیش از پیش بر منافع اقتصادی، انرژی و ثبات مسیرهای تجاری تمرکز خواهد کرد. پکن علاقه‌ای به درگیری مستقیم ندارد و بنابراین نقش آن غالباً در قالب میانجی‌گری، سرمایه‌گذاری و حفظ تداوم جریان انرژی برجسته می‌شود. چین از آشوب منطقه‌ای زیان می‌بیند، اما از نظم متکی بر توازن نیز سود می‌برد.

روسیه نیز با توجه به محدودیت‌های ساختاری و اولویت‌های جهانی‌اش، بیشتر در پی بهره‌برداری تاکتیکی از شکاف‌های قدرت خواهد بود تا ایفای نقش هژمونیک. مسکو در خاورمیانه بیش از آنکه سازنده نظم باشد، سوار بر ناپایداری‌ها عمل می‌کند.

در مجموع، نقش این قدرت‌ها از «تعیین‌کننده نهایی» به «بازیگر مؤثر اما نه مسلط» تغییر می‌کند؛ زیرا نظم جدید خاورمیانه دیگر اجازه اقتدار انحصاری به هیچ قدرت فرامنطقه‌ای نمی‌دهد.

 

تثبیت ایران به‌عنوان بازیگر ناگزیرِ نظم آینده منطقه

اگر تنها بخواهیم یک پیامد بلندمدت جنگ را نام ببریم، آن پیامد این است: تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان بازیگر ناگزیر و غیر قابل حذف در نظم آینده منطقه خاورمیانه.

این جنگ، بیش از آنکه صرفاً یک رخداد نظامی باشد، یک لحظه آشکارساز تاریخی بوده است؛ لحظه‌ای که نشان داد هیچ طرح امنیتی، هیچ معماری منطقه‌ای، و هیچ موازنه پایداری نمی‌تواند ایران را نادیده بگیرد. از این پس، هر نظم سیاسی یا امنیتی در خاورمیانه، اگر بخواهد پایدار، واقع‌گرایانه و کارآمد باشد، باید نقش ایران را به رسمیت بشناسد.

لذا باید گفت که ایران از سطح یک قدرت مورد مناقشه، به سطح یک واقعیت ساختاری در نظم منطقه‌ای اثرگذار تبدیل شده است

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

محمد محمدی دوشنبه , 25 خرداد 1405 - 13:40

مطلب خوبی بود